«طعم آزادی در ماه رمضان»: گفتاری از آیت الله العظمی صافی گلپایگانی

حضرت آیت ‌الله العظمی صافی گلپایگانی در یازدهمین بخش از سلسله مقالات در ماه مبارک رمضان با عنوان «طعم آزادی در ماه رمضان» این گونه آورده اند:

حضرت  مولای متّقیان علیه السلام رهبرآزادمردان و آزادی خواهان می فرماید: «أَلَا حُرٌّ یَدَعُ هَذِهِ اللُّمَاظَهَ لِأَهْلِهَا إِنَّهُ لَیْسَ لِأَنْفُسِکُمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّهَ فَلَا تَبِیعُوهَا إِلَّا بِهَا؛ آیا آزاده ای نیست که این بازمانده غذای دهان دیگران (دنیا) را برای اهلش بگذارد؟ به درستی که برای جان های شما بهایی غیر از بهشت نیست؛ پس آن را به غیربهشت نفروشید.(۱)

نظامی شاعر حکیم می گوید:

دگرباره پرسید آن شهریار * که: «تو کیستی من کیم در شمار؟!»

چنین داد پاسخ سخن گوی پیر * که: «فرمان دهم من، تو فرمان پذیر!»

مرا بنده‌ای هست نامش هوا * دل من به آن بنده فرمانروا

تو آنی کِی آن بنده را بنده ای * پرستار ما را پرستنده ای!

* تقاوت بنده و آزاد

بسا افرادی که داد آزادی خواهی دارند و دیگران را به آزادی می خوانند و بی آن که توجّه داشته باشند، اسیر و بنده هستند و از خود اختیاری ندارند.

بسیاری از اشخاص که آزادی و حقوق دیگران را پایمال کرده و آن را دستخوش امیال و اراده خود ساخته و خود را بر ملل و جوامع، فرمانروای مطلق می شمارند نیز از نعمت آزادی محروم هستند.

این هر دو دسته بنده اند و مقیّد و مملوک؛ امّا نه بنده و مملوک یک تن؛ نه بنده ای که جسمش در اختیار غیر باشد و فکر و اندیشه اش در اختیار خودش.

اینان بنده هوا، بنده پول، مال، اسب، اشتر، گاو، الاغ، گوسفند و بنده مقام هستند. غلام حلقه به گوش شهوت، غلام اربابان قدرت و کدخدایان، حاکمان و امیران، بنده مقاصد رذیله و اشیای خسیسه و بنده عادات و خرافات هستند. بندگانی که علاوه  بر جسمشان، روح و فکرشان نیز بنده است و همه چیزشان در بند افتاده و از آزادی واقعی و استقلال روحی و فکری بویی نبرده اند.

عادت به خوردن و نوشیدن، عادت به شهوت رانی، قمار، شراب، میگساری، شب نشینی های زیان بخش، سیگار و دخانیات، ظلم و ستم، و بی اعتنایی به ضعیفان و زیردستان و… آنها را چنان اسیر و مقیّد کرده که، نجات از این طلسم عادات را غیرممکن می دانند.

در میدان سیاست، در عرصه مبارزات ورزشی و در لشکرکشی، پیروز می شوند و حریف را بر زمین می زنند؛ امّا در میدان مبارزه با عادات و آزادشدن از قیود هواوهوس، بیچاره و مغلوب، شکست خورده و بر زمین افتاده اند.

چنین  کسانی، خود و انسانیّت خود را در اسارت عادات انداخته و نتوانسته اند از وادی تنگ و تاریک بندگی و بردگی مخلوقاتی مانند خود، با بال همّت پرواز کرده و در باغستان آزادی واقعی، وارد شوند.

برنامه کار روز و شب و حاصل زندگی آنها انجام یک سلسله عادات و تکرار مکرّرات است و به طور خلاصه حیات آنها مصداق سخنی است که از «روسو» نقل شده است: «انسان، بنده و برده متولّد می شود و بنده و برده می میرد.»

روز ولادت او را در قماط می پیچند و روز مرگ، او را در کفن قرار می دهند. [و در دل خاک پنهان می کنند] و در میان این دو روز، بنده و اسیر و مملوک و خاضعِ عادت است. آیا کسی که تمام عمرش را در لهوولعب و بازی به سر می برد، و نمی تواند دمی از آن، خود را کنار بکشد، آزاد است یا بنده؟!

آیا کسی که دست از قمار برنمی دارد و شب ها را تا نزدیک سحر بر سر سفره قمار، مال و وقت عزیز خود را به باد فنا می دهد، بنده است یا آزاد؟! آیا شخصی  که جام شراب را ـ  با آنکه به زیان های خانمان  براندازش واقف است  ـ مثل آب گوارا می نوشد، بنده است یا آزاد؟! آیا آن‌که نمی تواند از زندگی تجمّلی و از طعام های رنگارنگ سفره اش و از لباس های گران بها و متنوّعش، چیزی کم بگذارد و از همنوعان خود ـ  که درمانده و گرفتار، مستمند، بیمار، زلزله زده و مبتلا هستند  ـ دستگیری و به آنها کمک نمی کند، بنده است یا آزاد؟!

آیا کسی  که برای مقام و منصب، حفظ ریاست و برای تجمّلات بیش  از حد و شکم پرستی، حقوق ضعفا را پایمال و دسترنج کارگران را غارت می کند و از رشوه خواری و دزدی از بیت المال مسلمین، باک ندارد آزاد است یا بنده؟!

آیا این است زندگی آزاد و شرافتمندانه انسان؟!

* اسلام و آزادی بشر

یقیناً این گونه افراد، بنده اند و آزادساختن آنان، از آزادکردن رقیق و عبید دشوارتر است، چنانچه دین اسلام برای آزادی غلامان و کنیزان کوشش های ثمربخشی نموده و برنامه های سودمندی تنظیم کرده و آن را از عبادات بزرگ قرار داده است و حتّی در بعضی موارد، حکم به وجوب آن نموده و در موارد دیگر، به طور استحباب آن را از مسلمانان خواسته است، برای آزادکردن این ممالک فکری و بندگان و غلامان واقعی نیز برنامه های وسیعی را پیشنهاد کرده تا بشر را از بند استعباد، عادات رذیله و هوای نفس آزاد سازد و همان گونه که در قرآن ذکر شده، یکی از اهداف دعوت حضرت خاتم الانبیا (ص)  برداشتن این گونه بارها از روح و فکر بشر است: «وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمُ»(۲) و تا بشر به این آزادی نرسد طعم آزادی را نمی چشد و در سایر امور کسب آزادی نمی کند.

* روزه، برنامه آزادی‌بخش

یکی از برنامه های آزادی بخش اسلام، «روزه» است. روزه، آدمی را از بند عادات حیوانی آزاد می سازد و او را به سوی ملکوت اعلی پرواز می دهد:

طَیَران مرغ دیدی تو ز پای بند شهوت

به درآی تا ببینی طیران آدمیّت

خور وخواب و خشم و شهوت شَغَب  است و جهل و ظلمت

حیوان خبر ندارد زِ جهان آدمیّت!

فرد مسلمان به قصد روزه، سحر از میان بستر آرام خواب، برای خوردن سحری و انجام عبادت و خواندن دعا و نماز برمی خیزد و از قید خواب و عادت به استراحت، آزاد می شود و در تمام مدّت روز از تحت سیطره و تسلّط جسم و غرایز حیوانی و عادت به خوردن و نوشیدن، خود را بیرون می کشد و طلسم هوا و هوس را می شکند و از خوردن غذاهای لذیذ و میوه های شیرین و خوش طعم و نوشیدنی های خنک و گوارا خودداری می کند و به عادات روزهایی که روزه نبود، نمی اندیشد و برنامه های غذایی روزانه را ترک کرده و فکر و عقل و وجدانش را آزاد می سازد و خود را در افقی عالی تر و نورانیّت و روشنایی دیگر می بیند. ادعیّه ای را که جهت ماه رمضان و برای مواقع سحر و روز و شب، وارد شده، می خواند؛ ادعیّه ای که اغلب دارای جملات آموزنده، حقیقت و روح آزادی است.

ادعیّه ای که عقیده توحید را با جان و روان و وجدان آمیخته می سازد و خواننده را از بندهای گران اخلاق زشت و صفات ناپسند نجات داده و به صفات پسندیده و اخلاق کریمه دعوت می نماید.

روزه دار عزیز و برادر مسلمان! از ماه رمضان، درس آزادی بگیر و نخست از عادات زشت و تقیّدات بیجا، خود را آزاد ساز و بدان  که یکی از مقاصد اسلام، آزادی افراد و جماعات از یوغ حکومت های مستبد و سلطه های فردی و شخصی است.

این گونه آزادی، هدف مقدّس تمام انبیاست و همان سان که قرآن کریم بیان می دارد، آنها برای آزادی بشر مبعوث شده اند: «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ اُمَّهٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ»(۳)

مشاهده می کنید که چه معانی بزرگ و آزادی بخشی در این آیه نهفته و چگونه با نهایت صراحت و قاطعیّت، پرستش غیرخدا و استعباد و شرک و طاغوت پروری را محکوم کرده است.

این است اساس آزادی اسلامی  که هیچ کس و هیچ مقامی حقّ  گردنکشی و زورگویی ندارد و هیچ کس نمی تواند دیگران را فرمان بر خود و خاضع جلال و جبروت مادّی خود سازد و طبق خواسته و هواوهوس خود، مانند دوران جاهلیّت وپیش از اسلام بر دیگران فرمان روایی کند.

کسانی که در برابر این افراد، خاضع می شوند، از دستور صریح این آیه محکم قرآن تخلّف می کنند و سران قدرت را به گردنکشی، خودکامگی و فساد، تشویق می نمایند.

دین اسلام همواره آزادی کشی، تکبّر، بلندپروازی و استعلای فرد بر دیگران را به شدّت مورد نکوهش قرار داده و ابطال فرموده است؛ چنانچه این آیه شریفه بیان می دارد: «تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَهُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَایُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ؛

آن سرای آخرت را برای کسانی قرار می دهیم که در زمین خواستار برتری و فساد نیستند، و فرجام [خوش] از آن پرهیزکاران است.» (۴)

کلام الهی و احکام و قوانین خدا باید بر همه  چیز و همه  کس و بر هر قانون بشری، سیطره داشته و حاکم باشد و کلام مؤمنان و مقصد و هدف آنان، ترویج و بلندآوازه شود.

بیشتر شقاوت ها، و بدبختی های بزرگ، ناشی از عدم درک حقیقت آزادی و حریّت اسلامی و یا عدم استقامت در راه آن است. ازاین رو، کسانی که به این درک و استقامت، موفّق نمی شوند، تکبّر و گردنکشی و استعباد دیگران را می پذیرند و با اظهار تملّق در برابر متکبّران و گردنکشان، بر کبر و طغیان آنان می افزایند؛ درحالی که اسلام از تمام افراد بشر دعوت می کند تا در برابر خدا و حکومت خدا خاضع باشند.

* لزوم توجه به آیات توحیدی

آنچه باعث تأسّف است، این است که مسلمانان به آیات توحید قرآن کمتر توجّه دارند و از میوه های درخت طیّبه توحید، کمتر تناول می کنند.

روزه دار عزیز! با دقّت در آیات شریفه:

«یَا أَیُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ وَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ  * الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ فِرَاشاً،  وَالسَّمَاءَ بِنَاءً وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقاً  لَکُمْ فَلَا تَجْعَلوُا لِلّٰهِ أَندَاداً وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ؛ ای مردم، پروردگارتان را که شما، و کسانی را که پیش از شما بوده اند آفریده است، پرستش کنید؛ باشد که به تقوا گرایید. همان [خدایی] که زمین را برای شما فرشی [گسترده]، و آسمان را بنایی [افراشته] قرار داد؛ و از آسمان آبی فرود آورد؛ و بدان از میوه ها رزقی برای شما بیرون آورد؛ پس برای خدا همتایانی قرار ندهید، درحالی که خود می دانید.»(۵)

درمی یابیم که چه حقایق بزرگ و معانی بلندی در آن درج شده است. این آیه، عموم بشر و انسان ها را مخاطب قرار داده و به پرستش آفریدگار یگانه و ترک شرک دعوت می کند، و عالی ترین مفهوم آزادی را به بشر عرضه می دارد.

 

پی‌نوشت‌ها:

  1. نهج البلاغه، حکمت ۴۵۶ (ج۴، ص۱۰۵)؛ ر.ک: ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۳۹۱؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۷۰، ص۱۳۲ ـ ۱۳۳.
  2. اعراف، ۱۵۷. «و از [دوش] آنان قیدوبندهایی را که بر ایشان بوده است برمی دارد»
  3. نحل، ۳۶. «و درحقیقت، در میان هر امّتی فرستاده ای برانگیختیم [تا بگوید:] خدا را بپرستید و از طاغوت بپرهیزید»
  4. قصص، ۸۳.
  5. بقره، ۲۱ ـ ۲۲.

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.