مناسبات دین و فرهنگ در جامعه ایران

سومین کنگره دین پژوهان کشور با عنوان «مناسبات دین و فرهنگ در جامعه ایران» در بهمن ماه ۱۳۸۰ با حضور جمع کثیری از پژوهشگران و اندیشمندان حوزه و دانشگاه به همت دبیرخانه دین پژوهان کشور در تالار غدیر کتابخانه حضرت آیت الله خامنه ای قم برگزار گردید.

در ابتدای مراسم پس از قرائت آیاتی از کلام الله مجید و نواخته شدن سرود پر افتخار جمهوری اسلامی ایران، حاج حسین باقری از مداحان اهل بیت به اجرای برنامه مولودی هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت، حضرت امام رضا (ع) پرداخت.

سپس محمد جواد صاحبی دبیر کنگره طی سخنان هدف از برپایی کنگره های دین پژوهان را همگرایی و هماهنگی میان محققان علوم دینی به منظوراطلاع رسانی به مخاطبان ذکر کرد و گفت:

نخستین کنگره با عنوان موانع، مشکلات و بایسته های دین پژوهی در سال ۷۷ و دومین کنگره در سال گذشته با عنوان ابزار جدید ـ شبهات جدید برگزار شد که از آثار این همایش ها می توان به تأسیس بعضی مؤسسات برای بررسی پرسش ها، شبهات و ضرورت ها و تلاش در جهت بهتر شدن پژوهش های دینی اشاره نمود.

دبیر شورای برنامه ریزی دین پژوهان کشور در ادامه افزود: به لحاظ تاریخی، کشور ما با ۲  رویارویی مهم، یکی فرهنگ اسلامی ـ عربی و دیگری تمدن جدید غرب مواجه بوده که فرهنگ اسلامی به دلیل تجانسی که با فرهنگ ایرانی داشته، به تعامل با آن پرداخت و منجر به تولید یک فرهنگ اسلامی ـ ایرانی گشت.

وی در ادامه خاطرنشان ساخت: از یک طرف فرهنگ ایرانی صدها سال است که در کشور ما حضوری نیرومند دارد و از سوی دیگر در دویست سال اخیر با فرهنگ غرب، رویارویی و برخورد داشته و حاصل این برخورد پیامدهایی بوده که هویت ملی و دینی ما را مورد تهدید قرار داده است. و برگزاری سومین کنگره دین پژوهان درجهت پاسخ دادن به این رویدادها، مشکلات و معضلات آن می باشد.

دبیر سومین کنگره در خصوص مقالات و آثار ارسالی به همایش تصریح کرد: ۷۰ مقاله و اثر علمی به دبیرخانه کنگره رسیده که ۳۸ مقاله علمی آن در کتابی تحت عنوان «مناسبات دین و فرهنگ درجامعه ایران» در دو جلد چاپ شده است و تعدادی از مقالات در همین کنگره قرائت می شود.

دیگر سخنران کنگره حجت الاسلام و المسلمین مهدی هادوی تهرانی در سخنانی با موضوع «تعقل وحیانی ثمره تعامل دو فرهنگ شیعی و ایرانی» گفت: یک جریان افراطی عقل گرا وجود دارد که همه حقایق را از عقل می گیرد و یک جریان تفریطی نیز به نام «ظاهری» که هیچ درک و فهمی را برای عقل قائل نیست و تنها به ظاهر اکتفا می کند.

عضو هیأت علمی کنگره افزود: این دو گرایش به تاریخ نپیوسته و امروز نیز حتی در تمدن اسلامی و میان مسلمانان به اشکال مختلف حضور دارد وی به نقش ایرانیان در شکل گیری تمدن اسلامی اشاره کرد و گفت: این روزها افسانه ای مطرح و گفته می شود که علت گرایش مردم ایران به شیعه وجود «فره ایزدی» در فرهنگ ایرانی بود و آنها این مفهوم را در شیعه یافتند و حتی می گویند این مفهوم را بافتند. وی افزود: می گویند تشیع دستاورد همین امر بوده و باب امامت نیز از همین جا مطرح شد در حالی که اگر واقعاً تشیع ساخته و بافته ذهن ایرانی بود چرا ایرانی ها «فره ایزدی» را در یک ایرانی نیافتند و آن را در یک خانواده که عرب و غیر ایرانی بودند، پیدا کردند؟

وی در پایان اضافه کرد: ایرانیان آزادی خواهی و عقل گرایی خود را در اسلام و معانی واقعی آن را در تشیع یافتند و انقلاب اسلامی ما نیز تجلی فرهنگ اسلامی ـ شیعه است.

سخنران بعدی کنگره حجت الاسلام دکتر احمد احمدی بود که با اشاره به معضل نازایی اندیشه در کشور گفت: امروز همواره جیره خوار دست آوردهای نیاکان خود هستیم و به آنها افتخار می کنیم. و علی رغم تلاش و کوشش ۲۰ ساله اخیر، در جلب توده های جوان به سمت دین ناموفق بوده ایم و بلکه اثر معکوس داشته ایم. و تنها راه توجیه این است که مطلق بودن حقیقت دین را با بضاعت و توانائی درک انسان از دین، مخلوط کرده ایم، درحالی که این بضاعت ما از دین است که محتاج رشد می باشد و اگر به صورت درست و دقیق بررسی شود، هیچ تباینی بین علم و حقیقت دین وجود ندارد.

عضو شورای بررسی دروس عمومی دانشگاه های کشور گفت: بر اساس یک نظریه علمی جامعه شناسی فرهنگی، انسان در مقابل هستی، محیط زیست و طبیعت همواره نقش نقاد را دارا بوده و این نقش، هدایت انسان را از سایر موجودات متمایز می کند.

بر همین مبنا انسان هرگز به شرائط و وضعیت موجود رضایت نمی دهد و همواره در صدد تغییر، تحول، ابداع و نوآوری است که این خصوصیت باعث پدید آمدن فرهنگ می شود. و زمانی که انسان به توقف و رکود تن دهد، باعث انحطاط وی می شود. نظریه دیگری نیز وجود دارد که به نام «ممتیک» مشهور است. در این نظریه، فرهنگ ساختاری طبیعت دارد، بدین صورت که در طبیعت، اجزای ریزی به نام «ژن» وجود دارند و در فرهنگ هم، این «میم»ها، ساختار جوامع را تشکیل می دهند.

دکتر احمدی در پایان خاطر نشان ساخت: فرهنگ شناسان واقع بین، منشأ دین و منشأ فرهنگ را دو امر مختلف می شمرند و معتقدند که دین حقیقتی مطلق دارد که دستاورد بشر نیست ولی فرهنگ و تمدن، دستاورد بشر هستند. کسانی مثل شهید مطهری، مرحوم شریعتی، مرحوم بازرگان و مرحوم مفتح، علم را برای افزایش بضاعت فهم انسان از دین به کار گرفتند و موفق هم بودند و در حال حاضر فقدان چنین شخصیت هایی در جوامع علمی دینی موجب ایجاد شکاف عمیقی بین دین و فرهنگ معاصرشده و ما عملاً به جامعه ای با خصوصیات مصرف کننده فرهنگ بیگانه تبدیل شده ایم.

سپس پدیدآورندگان تعدادی از مقالات به ارائه آثار خود پرداختند. در ابتدا دکتر سید احمد حسینی کازرونی به ارائه مقاله خویش با عنوان آموزه های عاشورایی در فرهنگ و ادب فارسی پرداخت و

عاشورا سرایی در ادب فارسی را دارای قدمتی طولانی دانست و با تأکید بر پیشینه دیرین آن گفت: آموزه های شعری عاشوراسرایان در پوششی از اوصاف و مناقب به یاران امام و ولایت عرضه شده است. و تأثیر و تأثرات عاشورای حسینی در گفتار شاعران زبان فارسی، وجوه تمایز و رجحان نهضت امام حسین (ع) را بر دیگر نهضت های تاریخی به کلی مشخص و نمایان گردانیده است.

دکتر کازرونی حکیم ناصر خسرو قبادیانی، قوامی رازی، سنائی غزنوی، عطار نیشابوری، سیف الدین فرغانی، جلال الدین محمد مولوی، خواجه ناصر بخاری، خواجوی کرمانی، اوحدی مراغه ای، سلمان ساوجی، شاه داعی شیرازی، ابن حسام، عبدالرحمان جامی و محتشم کاشانی را از جمله شاعرانی دانست که در رابطه با عاشورا و قیام امام حسین (ع)، اشعار نغز و جالبی سروده اند.

وی درخصوص عاشورا سرایی در ادبیات فارسی گفت: با این که شاعران پارسی گوی، همه جا حسین را حق و حقیقت دانسته و به خوبی از او یاد کرده اند. و هر چند رگه های مظلومیت حسین در شعر شاعران ایران تا آغاز حکومت صفوی آشکار و متجلی است، اما به یقین تعالی غم سروده های عاشورایی در اشعار شاعران شیعه گرای عصر صفوی بیشتر نمایان گردیده، تا آنجا که برجستگی ذکر مصیبت ها در سروده های این شاعران به اوج کمال رسیده است.

دکتر کازرونی در پایان چند نمونه از اشعار شاعران پارسی در زمینه عاشورا را قرائت کرد. در ادامه همایش مقاله از ترجمه فرهنگی دین تا دین فرهنگی توسط حجت الاسلام دکتر حسام الدین آشنا ارائه گردید. وی ترجمه فرهنگی را محصول و برآیند تئوری های متعددی دانست که تاکنون از طرف طیفی از روشنفکران دینی عرضه شده است و تأکید کرد:

نظریه ترجمه فرهنگی اعم از همه نظریه های احیاگرایانه علمی است که تاکنون ارائه شده است، زیرا هم شامل احیاگری طولی (عصری) می شود و هم احیا گری عرض (مکانی) را در برمی گیرد؛ یعنی احیاگری با توجه به زمان و مکان. و ترجمه فرهنگی هم خواستار ترجمه دین بر حسب مقتضیات زمان و عصری آن و هم خواستار ترجمه آن متناسب با مقتضیات فرهنگی در فرهنگ های گوناگون است.

دکتر آشنا از «شاه ولی الله دهلوی»، «محمد ارکون»، «دکتر عبدالکریم سروش» و «محمد مجتهد شبستری» به عنوان نامداران دیروز و امروز مکتب «ترجمه فرهنگی» نام برد و گفت: به صراحت می توان گفت اولین سنگ آن را در این مجموعه، شاه ولی الله دهلوی و آخرین سنگ را تاکنون دکتر سروش بنا نهاده است. 

وی مفاهیم نظریه قبض تئوریک شریعت، هویت بشری دین، هرمنوتیک، اسطوره شناسی و زبان دین، پلورالیسم دینی، عقلانیت انتقادی و تفکیک شئون و تعلیمات دین به ذاتی و عرضی را به عنوان مبانی و لوازم نظریه «ترجمه فرهنگی دین» دانست وگفت:

جامعه ما در حال حاضر با معظل گسست از دین مواجه است. این معضل در مورد روشنفکران دینی مصداق دارد و آنها دیر یا زود از سنت دینی جدا خواهند شد. زیرا این معضل ناشی از حکمیت تلقی فقهی از دین است. و برای رفع این معضل باید «تلقی فرهنگ از دین» جایگزین «تلقی فقهی از دین » بشود.

دکتر آشنا در پایان تفاوت های دین فرهنگی و دین فقهی را این گونه شرح داد:

ـ دین فقهی می خواهد دین را جانشین همه وجود زندگی فرهنگی جامعه کند در حالی که دین فرهنگی، دین را به صورت جریان مستقیم و سیستم فرهنگی می بیند.

ـ دین فقهی تغییر، تحول و نوآوری را برنمی تابد اما دین فرهنگی به عنوان بخشی از حیات فرهنگی جامعه همراه با آن متحول می شود.

ـ دین فقهی محدود کننده و الزام آوراست اما دین فرهنگی در بستر فرهنگ جامعه جریان دارد و تبلور فرهنگ جامعه است. در نتیجه روحانیت نیز نه به عنوان طبقه حاکم بلکه به عنوان جزئی از حیات عمومی جامعه مورد احترام و مراجعه است.

ـ روش شناسی دین فقهی محدود به استدلال های درون فقهی است حال آنکه روش شناسی دین فرهنگی سازگار با روش های عمومی اجتماعی به خصوص فرهنگ شناسی است.

نقش فرهنگ در نظام دینی عنوان مقاله ای بود که توسط دکتر سید یحیی یثربی قرائت شد. وی در ابتدا با اشاره به اینکه استقرار و توفیق نظام در هر جامعه ای نیازمند شرائط خاص فرهنگی است، گفت: شرائط پیدایش نظام و شرایط کامیابی آن از جمله شرایط لازم فرهنگی برای استقرار و توفیق یک نظام دینی است.

دکتر یثربی عواملی که منجر به پیروزی انقلاب اسلامی ایران و پیدایش و استقرار نظام دین در کشورمان شد را چنین برشمرد: دیانت اساس فکر و فرهنگ جامعه بود و روحانیت شیعه از چند جهت دارای نفوذ و قدرت رقابت ناپذیری بودند. مردم ما هیچگونه تضاد عقلانی یا وجدانی با علمای دین نداشتند. مردم ما هیچگونه سابقه رفتار خشن و غیر انسانی از روحانیت شیعه نداشتند. ادغام همه آرمان های یک قرن اخیر مردم در دین اسلام.

وی پشتوانه های بعثت، ایمان و تقوی را از جمله اصول و مبانی دانست که در درون مایه نظام دینی وجود دارد و افزود: در نظام دینی، صلاحیت به جای قدرت، هدایت به جای تسلیم و تبعیت، بلوغ به جای فرمان و ابلاغ، روابط مدیریتی نظام راسامان داد.

دکتر ثربی تصریح کرد: به نظر من در جامعه ما بعد از انقلاب، سه هدف اصلی وجود داشت: اول ساماندهی همه جانبه کشور، دوم حفظ و تقویت ارزش های معنوی و سوم پاسداری از نفوذ و موقعیت بین المللی نظام.

وی در پایان گفت: نباید نقش فرهنگ را در کامیابی و ناکامی نظام ها، نادیده گرفت، در جامعه ما نیز نظام اسلامی با همین مشکل روبروست. افزایش نابرابری، فراموش شدن ارزش های معنوی، رویکرد به قدرت، ثروت، اختلاس، رانت خواری، فحشا و قاچاق همه اینها در نهایت ناشی از ضعف فرهنگی جامعه است. و تشکیل مجمع دانشوران و کارشناسان خارج از حوزه درگیری دولت و اپوزیسیون، بر اساس استقلال این مجمع و با هدف مطالعه و اطلاع رسانی می تواند گامی در راستای تحول فرهنگی باشد. 

در ادامه دکتر علیرضا شجاعی زند به ارائه مقاله خویش با عنوان «الگوهای عرفی شدن جوامع» پرداخت و گفت: تبیین علل عرفی شدن جوامع، نیازمند بسط و تفصیل بیشتر و دسته بندی دقیق تر از ادیان و از جوامع و به طور کلی از موقعیت های مختلفی است که در معرض ابتلای این فرایند قرار گرفته یا می گیرند.

دکتر شجاعی زند در خصوص انواع دین تصریح کرد: ادیان را به اعتبارهای گوناگون، دسته بندی کرده اند، آنچه که در بحث عرفی شدن اهمیت دارد و می تواند ملاک دسته بندی ادیان مختلف قرار گیرد، «حیز دنیوی و نشوه اجتماعی» دین است.

وی در ادامه صورت های محتمل جامعه در پیوند با دین را اینگونه شرح داد: صورت فرضی و تقریباً عالی که در آن هیچ نوع تعلق خاطر دینی تأثیرگذار بر حیات فردی و اجتماعی وجود ندارد و هیچ نوع اثر نمایانی از آن در نگرش، تمایلات و رفتارهای فردی و گروهی اعضای آن جامعه مشاهد نمی شود. این نوع نادر را «جامعه غیردینی» می نامیم که ممکن است برخی جوامع به شدت عرفی شدن، مصداق آن باشند.

نوع شایع و نسبتاً رایجی که در آن ایمان و پایبیدی های فردی به دین، چهره خاص و متمایزی به حیات اجتماعی آن جامعه می بخشد و ساخت و مناسبات درونی آن را تا حدی متأثر می سازد. جامعه دینی، نوع سوم از جوامع، حسب نسبت نزدیک مندی است که با دین برقرار می نماید. این نوع جامعه، معرف جامعه ای است متشکل از مؤمنان پایبند که برتر از آموزه های دین، تشکیل یا اداره می شود.

دکتر شجاعی زند افزود: شدت و ضعف بستگی دینی جوامع، عملی مهم و تأثیرگذار در شکل دهی به الگوهای عرفی شدن است. و عرفی شدن فرایندی است که طی آن قلمرو و عرصه های تجاول دین بتدریج مسخر عرف می گردد و دین را گام به گام و مرحله به مرحله به حاشیه اجتماع و به درون فرد و خلوت معابد می راند و مهم ترین تجلیگاه این فرایند بستر اجتماع است.

وی تصریح کرد: مطالعه تجربه عرفی شدن در جوامع مختلف نشان می دهد که این فرایند از الگوهای متفاوتی تبعیت کرده است.

دکتر شجاعی زند نسخه برداری های منفعلانه و بی دخل و تصرف از شیوه زندگی، مدل های زیست اجتماعی و الگوهای توسعه و پیشرفت را ساخته و پرداخته جوامع عرفی ذکر نموده و گفت: این مجرایی برای عرفی شدن جوامع دینی است. و معیارهای تشخیص و تعیین میزان عرفی شدگی، مبتنی بر تلقی و تعریفی خاص از ادیان و به طور مشخص اسلام است. و دین اسلام از سه جنبه هدف گزاری، مسیریابی و شروط حین عمل، بی تفاوت و خنثی نمی باشد و برای خود ملاک ها و ادعاهایی دارد که در عین حال از بسیاری جنبه ها، بی بدیل است و آثار و نتایج بس متفاوتی را به منصه ظهور می رساند.

«فرهنگ؛ نسبیت یا یگانگی ؟!» عنوان مقاله دیگری بود که توسط حجت الاسلام محمد رضا کاشفی ارائه گردید. محقق یاد شده نسبی گرایی فرهنگی و یگانگی را در ساحت مبحث «دین و فرهنگ » مهم ارزیابی نموده و گفت: دینی که داعیه جهانی بودن دارد، فرهنگی به بشر معرفی کرده که می تواند در سرتاسر زمین گسترده شود و همه انسان ها را با هر نژاد، ملیت و هر اقلیم جغرافیایی و هر آداب و رسومی به سوی یک فرهنگ بخواند.

کاشفی در خصوص تعریف فرهنگ گفت: فرهنگ از دیدگاه ما، ویژگی انسان یا جنبه های جداکننده انسان از حیوان است و شناخت آن مستلزم هدف انسان و رفع نیازهای وی در قلمرو طبیعت، ماوراء طبیعت، نقش خویش و انسان های دیگر است، به بیان دیگر، شالوده فرهنگ نگرش انسان به خود، محیط پیرامون خود، جهان خاکی و جهان برین است که مبتنی بر آن ارزش ها، گرایش ها و آن گاه کردارها خود را صورت می بخشد.

فرهنگ دارای سه نظام وابسته به یکدیگر یعنی نظام شناخت ها و باورها، نظام ارزش ها و گرایش ها و نظام رفتارها و کردارها است و این ها اجزای متشکله فرهنگ هستند. ودین و فرهنگ قرابتی تنگاتنگ دارند، زیرا هر دو به انسان پرداخته و در پی رفع نیازهای وی در نسبتش با طبیعت، ماوراء طبیعت، خود و انسان های دیگر است.

حجت الاسلام کاشفی در خصوص نسبی گرایی فرهنگی یا نسبیت فرهنگی گفت: نسبی گرایی فرهنگی یا نسبیت فرهنگی به مامی گوید: خوب و بد خواندن مسائل بر اساس یک ملاک کلی صحیح نیست بلکه دیدگاه های فوق باید در بافت و زمینه هایی که ظهور پیدا می کنند مورد ارزیابی قرار گیرند، ممکن است آنچه در یک جامعه، درست است در جامعه ای دیگر، نادرست باشد.

وی تصریح کرد: نسبیت فرهنگی با تنوع فرهنگ ها متفاوت است، زیرا در مقوله تنوع فرهنگ ها بحث بر سر تنوع و تکثر واقعی و خارجی فرهنگ هاست. و اگر کسی نسبیت فرهنگی را به عنوان یک هنجار نپذیرد، بی گمان نمی تواند مدعی یگانگی فرهنگ شود و یکی از لوازم این نگرش تأثیر در دین و قالب خوردن دین به فرهنگی که در آن پدید می آید، است.

این محقق رخدادهای سیاسی و اجتماعی، گسترش رفتارهای مسیحی و بسط و ایجاد نظریه های تازه در علوم انسانی را دلیل قوت گرفتن مسئله نسبی گرایی و به تبع آن نسبی گرایی فرهنگی در عصر رنسانس ذکر کرد و افزود: نسبی گرایی فرهنگی ریشه در مبانی فلسفی خاص دارد که می توان آن را از زوایای نسبی گرایی مفهومی، نسبی گرایی اعتقادی و نسبی گرایی ارزشی رهیابی کرد.

سپس استاد مرتضی رهبانی به ارائه مقاله خویش با عنوان «معانی دین و فرهنگ» پرداخت. وی گفت: دین، روش کلی مبارزه و پیروزی را می آموزد و مبنای تاریخی فرهنگ است. پیروزی های بزرگ تاریخ مرهون فرهنگی است که برای هدف مربوط، شکل داده شده است و به عبارت بهتر اگر فرهنگ کاری آماده باشد، انجام آن کار امکان پذیر است.

استاد رهبانی مراد جویی، عرفان، رؤیاگری، آرمان خواهی، انتظارات بیش از معمول و غیر واقع بینانه، عدم اعتدلال در فکر، عدم اتکابه عقلانیت، پاندولی بودن در رفتار و عواطف که از قطبی به قطب دیگر می تواند نوسان کند را از جمله خصوصیات مثبت و منفی فرهنگ ایرانی ذکر کرد. و فرهنگ را اینگونه تعریف کرد: فرهنگ حاصل مبارزه انسان ها با محیط داخلی و خارجی در طول تاریخ است و به نوبه خود عاملی مهم در مبارزات و شکست و پیروزی جامعه است.

وی در ادامه با انتقاد از وضعیت فرهنگی تصریح کرد: کارهایی که در این مدت می بایست در مورد فرهنگ انجام گیرد، صورت نگرفته است. اگر هم کاری می شود بسیار ضعیف و ناپخته و با نیاز زمان مطابقت ندارد.

استاد رهبانی در پایان گفت: نقش دین موقعی می تواند امیدوار کننده باشد که دینداری به طور اصولی با معلومات جدید روانشناسی و جامعه شناسی مجهز گردد و طبق آن نیاز تحول ایجاد کند. و در این زمینه متولیان دین می توانند تحول پذیر باشند و خود باید به طور فعال ـ نه منفصل ـ نقش تغییر دهنده جامعه را ایفا کنند، به شرط آن که از صحت، سبک و برنامه مبارزات فرهنگی که در پیش رو قرار داده می شود، اطمینان حاصل کنند.

سخنرانی بعدی کنگره دکتر محمد حسین اسماعیلی سنگری بود که به ارائه مقاله خود با موضوع «مناسبات ادب و فرهنگ ایرانی با اسلام» در دوره عباسیان پرداخت و گفت:

حکومت اموی در شام سقوط کرد و خلافت به فرزندان عباسی عموی پیامبر(ص) رسید. مؤسس دولت عباسی، ابوالعباس سفاح بود سفاح، امرای بنی امیه را کشت و شهر انبار در عراق را پایتخت خود کرد و پس از او برادرش ابوجعفر المنصور به جایش نشست، وی شهر بغداد را بنا کرد و تخت خلافت را بدانجا منتقل کرد. پایه های دولت عباسی بر شانه های ایرانیان به خصوص، و شعوبیه به طور عموم استوار بود که به جانب داری از علویان و عباسیان برخاسته بودند. در این نهضت، قدرت عرب کاسته شد و بر ارج و اعتبار ایرانیان افزوده شد، به طوری که ایرانیان در تمام ارکان دولت نفوذ کردند.

وی با اشاره به تأثیر ایرانیان در حکومت عباسی تصریح کرد: انتظار مردم از عرب و عادات و رسوم آن ها به جانب ایرانیان برگشت و شیوه زندگی جدید کم کم جانشین رسوم قدیم گردید و تجدد خواهی و گزینش بهترین چیزهایی که در تمدن های ملل غیرعرب مرسوم بود امری عادی شد.

دکتر اسماعیلی یکی از مشخصه های این عصر را آزادی افکار و عقاید ذکر کرد و گفت: این نتیجه ملت های مختلفی بود که هر یک دین و عقیده خاص خود را داشتند. تمدن اسلامی در عهد عباسی کمال یافت، چون فرهنگ اسلامی ایرانی آن را اقتضا داشت.

وی با اشاره به برخی موارد تناسب ادب و فرهنگ ایرانی با اسلام در این دوره گفت: فضای حاکم بر شعر دوره عباسی، طبع و ذوق شاعر است. از این رو بر اثر اهتمام به ادب، دو مکتب بغدادی و مکتب شام در ادب عربی به وجود آمد که در واقع دو طریقت در مسیر رشد و علو فرهنگ و ادب محسوب می شوند.

دکتر اسماعیلی خاطر نشان ساخت: آنچه ادب و فرهنگ و علم را رونق بخشید و توسعه داد، رغبت وشوق خلفای عباسی و زمام داران بود، عالمان، ادیبان، و مترجمان در دوره عباسی در نهایت رفاه و احترام می زیستند از این رو علوم بارور شد و بسیاری آثار فلسفی و فرهنگی و علمی یونان و هند با حرص و ولع ترجمه شد و تألیفات گرانبهایی در زمینه های مختلف ظاهر گشت.

در ادامه حضرت آیت الله رضا استادی از اعضای هیأت رئیسه کنگره طی سخنانی در این مراسم اظهار داشت: «فعالیت های دین پژوهی باید در جهت تقویت دین باشد»

آیت الله استادی افزود: یکی از آسیب های دین پژوهی این است که یک متدین فکر می کند می تواند مانند یک غیر متدین در امر دین و قرآن تحقیق نماید و اگر این گونه عمل کند، خلافت تدین خود عمل نموده و متدین باید در این مورد حساب خود را از غیر متدین جدا کند.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم تصریح کرد: در ارائه نتایج بین دو محقق متدین و غیر متدین نیز باید نظارت وجود داشته باشد و نتیجه تحقیق متدین باید در جهت تأیید، تقویت و ترویج دین باشد. چون ممکن است تحقیق متدین، مطالبی را به دست آورد که به دین ضربه نمی زند ولی در دیانت مردم مؤثر است و به آن آسیب بزرگی می زند که در این صورت متدین باید از ارائه مطلب خود جلوگیری کند و این اقتضای دیانت است.

آیت الله استادی درپایان افزود: اگر گفته می شود در اسلام کتب ضالُه منتشر نشود، یک منطق صحیح است و این جلوگیری از آزادی ودین پژوهی نیست.

سپس دکتر محمد تقی فعالی به ارائه مقاله خود در خصوص «نقش عرفان اسلامی در فرهنگ ایرانی » پرداخت. و با بیان این که عرفان بعد کاربردی هم دارد گفت:

نباید تنها به اعتبار و وثاقت نظری عرفان قانع بود، بلکه همراه با آن لازم است نقش های فردی، روانی و اجتماعی صوفیه را نیز باز شکاف و حاصل جمع، ملاک نهایی برای ارزش گذاری عرفان و تصوف خواهد بود.

وی افزود: بسیاری از عناصر اصلی مانند فتوت و عیاری، احترام به انسانیت، روش تمثیل، و آراستگی و آزادگی، تعلیم صفا و بی اعتنایی به ظاهر، نشستن با بدنامان، دعوت به جمع، بی اعتنایی به مرگ، نقش درمان گری و تحول در ادبیات که در فرهنگ ایران وجود دارد تحت تأثیر جریان بزرگ تصوف و عرفان اسلامی شکل گرفته است. دکتر فعالی تصریح کرد:

ما نباید ادعا کنیم که عرفان، اثری منفی از خود بر جا نگذاشته است و جماعت صوفیان منحرف و آلوده نگشته اند، بلکه تاریخ عرفان سرشار از انواع کجی ها و انحرافات اعتقادی و عملی است. عارفان و صوفیان تنها در محدوده ایران از خود آثار برجا نگذاشتند، ظرفیت صوفیان آنچنان نیرو بخش است که دیگر سرزمین های اسلامی را تحت نفوذ قرار داد.

نهضت صوفی گری که از سده دوم هجری آغاز شد و تا قرن نهم ادامه ادامه یافت، نه تنها سرزمین حاصل خیز و مبارک ایران را در نوردید و آثار مثبت فراوانی از خود برجای نهاد، بلکه مناطق دیگر را هم تحت تأثیر خود قرار داد و از این طریق، عرفان فرهنگی ایرانی، جهانی شد و بهترین زمینه هارا برای تقارب فرهنگ ها و تمدن ها فراهم ساخت.

سرکار خانم معصومه تکلو سخنران بعدی کنگره بود که ضمن ارائه مقاله خویش با عنوان «مناسبات تشیع با فرهنگ ایرانی» مفهوم شیعه را اینگونه توضیح داد: شیعه از نظر لغوی به معنای پیرو و طرفدار و از نظر اصطلاحی، بر پیروان و دوستداران علی بن ابی طالب (ع) و اهل بیت ایشان اطلاق می گردد.

وی در خصوص پیدایش تشیع در ایران گفت: هر قدر ستم خلفا و حاکمان اموی بر غیر عرب ها افزون می گشت و تفکر برتری طلبی قبیله ای و عربی، جایگزین تفکر اسلام محمدی (ص) می شد، ایرانیان که خود را از حقوق اجتماعی محروم می دیدند، گرایش بیشتری به سوی فرزندان پیامبر (ص) که حامیان راستین اسلام بودند، پیدا می کردند.

خانم تکلو با اشاره به اینکه نخستین حکومت شیعه در ایران در کرانه های دریای خزر ایجاد شد، تصریح کرد: شیعیان طبرستان در قرن سوم هجری، حکومت خود را تا شهر ری گسترش دادند و نزدیک یک قرن با حکام و سپاهیان خلفای عباسی به مخالفت برخاستند. علویان بی گمان در این مدت بر بسیاری از مردم این مرز و بوم نفوذ داشتند و در ترویج مذهب تشیع نقش مهمی ایفا کردند به طوری که بعد از علویان طبرستان، فرزندان بویه ماهی گیر که از قشرهای محروم گیلان بودند به پا خاستند و قدرت خویش را نه تنها در شمال ایران که در غرب، مرکز و جنوب ایران و حتی مرکز خلافت عباسی یعنی بغداد نیز گسترش دادند و به تعویض خلفای عباسی دست زدند.

وی بر طرف نمودن تفرق و تشتت از ملت مسلمان ایران را از خدمات اسلام و تشیع به ایران ذکر نموده و در زمینه خدمات ایران به اسلام و تشیع گفت: ایرانیان با آغوش باز، دین مقدس اسلام را پذیرفتند و در راه نشر آن از هیچ گونه فداکاری خودداری نکردند.

خانم تکلو صحنه علم و فرهنگ را پرشورترین میدان های خدمات ایرانیان به اسلام و تشیع دانست. و الگوهای مسالمت، همکاری، انزوا و مقابله انقلاب را از جمله الگوهای کلی فرهنگ سیاسی شیعه ذکر نمود. و با بیان اینکه ظهور امام خمینی و تفسیر انقلابی او از مفاهیم فرهنگ شیعه، باعث تحول در نگرش سیاسی شیعه و غالب شدن گفتمان انقلابی گری شد، گفت:

این کار به دو صورت انجام شد. نخست اینکه امام خمینی (ره) با ارائه تفسیر و قرائت جدیدی از مفاهیمی مانند انتظار، تقیه و شهادت، از چهره این مفاهیم، زمینه تفکر و ذهنیت انقلابی را مهیا ساخت و دوم این که امام خمینی (ره) به دلیل برخوردار بودن از موقعیت ممتاز مرجعیت دینی و پایگاه مردمی اش، موجب مشروعیت یافتن و فراگیر شدن برداشت های جدید ارائه شده از سوی روشنفکران دینی شد.

وی افزود: مجموعه عوامل یاد شده باعث غلبه الگوی انقلابی گری و ستیز در فرهنگ سیاسی شیعه گردید و این نگرش و قرائت از فرهنگ شیعه موجب شکل گیری رفتار انقلابی و مقابله جویانه در میان مردم طی دهه چهل و پنجاه شد.

تکلو از رهبری، نمادگرایی مذهبی، کانون های نهضت و انقلاب و تاکتیک های مورد استفاده مردم در انقلاب و شعارهای انقلاب به عنوان شاخص های رابطه بین فرهنگ سیاسی شیعه و انقلابی شدن مردم یاد کرد. و در پایان تصریح کرد: فرهنگ شیعه به علت برخورداری از مفاهیم و ارزش های والای انسانی و دوری از جمود و خرافه ها و تعصب های بی جا همواره سردمدار نهضت های آزادی بخش در جهان بوده است و سرانجام نیز به وارثان واقعی خواهد رسید و با ظهور منجی عالم بشریت و نجات مظلومان از یوغ استعمار و استثمار، اسلام ناب محمد (ص) در جهان حاکم خواهد شد.

آخرین سخنران کنگره آقای دکتر جلیل مسعودی فر بود که به ارائه مقاله خود با عنوان «چالش های کنونی دین و فرهنگ» پرداخت. وی در تعریف فرهنگ گفت:

فرهنگ، راه مشترک زندگی، اندیشه و کنش انسان است که هنر، ادبیات، علم، فلسفه، دین و آفرینش انسان را شامل می شود و دین عبارت است از مجموعه عقاید در باب روابط انسان با مبدأ وجود وی و التزام بر سلوک و رفتار بر مقتضای آن عقاید.

وی افزود: دین در جوامع مختلف با فرهنگ های متفاوت به تبادل پرداخته و تأثیرات متقابل آن دو منجر به تکامل بشر شده است و این تأثیرات متقابل، چالش های مختلفی را به وجود آورده است.

دکتر مسعودی فر از دین و سیاست، عقلانیت و علم گرایی، حقوق بشر، آزادی و دموکراسی و عدالت، حاکمیت قانون و افت اخلاقی به عنوان مهمترین مباحث در چالش های بین دین و فرهنگ غربی یاد کرد. و حقوق بشر را یکی از دست آوردهای مهم زندگی انسان امروزی ذکر کرد و گفت:

قرائت سنتی از دین با حقوق بشر، چالش های جدی دارد: از طرفی پایمال کردن حقوق اساسی انسان به بهانه های دینی بسیار خطرناک است، پس به ناچار باید با قرائت تازه توافق و تفاهمی بین حقوق بشر و دین ایجاد کرد. حقوق بشر در ارتباط انسان با انسان معنا و اعتبار دارد و نه در ارتباط انسان با خداوند، محتوای حقوق بشر غیر از دین است نه ضد دینی و این محتوای غیر دینی هرگز به این معنا نیست که مراجع و نهادهای دینی نباید برای هدایت و جهت دادن به فهم معنای انسان بودن به انسان ها یاری رسانند.

دکتر مسعودی فر در خصوص دموکراسی و دین گفت: دموکراسی بهترین شیوه برای حاکمیت مردم و مشارکت آنان در سرنوشت خویش است و نسبت به سایر شیوه های حکومتی خطرات و آسیب های کمتری دارد و مسلمانان به ناچار باید این شیوه را بپذیرند و به لوازم و نتایج آن تن دهند و گرنه از قافله فرهنگ امروزی عقب می مانند.

وی افزایش جرم و جنایت، قاچاق، اعتیاد، کلاه برداری، تقلب، رانت خواری، طلاق، فرار دخترها، ولگردی و فحشا را نتیجه افت اخلاقی در یک جامعه دانست و تصریح کرد:

علما و سازمان های دینی باید بتوانند با این بحران اخلاقی مقابله کنند و این مقابله تنها با نشان دادن عملی اخلاقی میسر است.

وی در پایان خاطر نشان ساخت: نیاز امروز ما تلفیق عقلانیت و معنویت است. جامعه بشری و فرهنگ غربی سخت محتاج تفسیر معنوی از جهان و ارائه چهره اخلاقی عرفانی از دین است.

قرائت عقلانی از دین که بر مقولاتی چون آزادی و دموکراسی و حقوق بشر و عدالت تکیه دارد، تنها راه حل حضور دین در دنیای معاصر است که این تلفیق و هم آهنگی بین دین و فرهنگ می تواند در راه تکامل انسان، گام های مؤثری بردارد.

 

گفتنی است کتاب «مناسبات دین و فرهنگ در جامعه ایران» شامل مجموعه مقالات برگزیده سومین کنگره دین پژوهان در دو جلد ۵۰۰ صفحه ای از جمله انتشارات دبیرخانه دین پژوهان کشور در این کنگره بود که به شرکت کنندگان اهداء گردید و حاضران در کنگره از اقدامات و فعالیت های دبیرخانه دین پژوهان کشور در زمینه ارائه یافته های دین پژوهی ابراز رضایت نموده و خواستار تداوم این گونه کنگره ها و نشست ها شدند.

 

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.